تبليغاتX
"NEWSPACK"

"NEWSPACK"

"دینی.کامپیوتر.ورزش.ایران و جهان.قرآن.اطلاعات عمومی.پزشکی.بازی"

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 17:27  توسط MohammadMoein  | 




 بيا آينه دل منجلي کن  
 درون سينه ات را صيقلي کن 
   بزن قفلي به درب خانه دل   
کليدش رابه نام يا علي کن

مبارک باد
اوصاف علي به هر زبان بايد گفت       اين ذکر به پيدا و نهان بايد گفت
در جشن وليعهدي مسعود علي     تبريک به صاحب الزمان بايد گفت
عيد سعيد غدير خم

عيد کامل شدن دين الهي و سالروز اعلان وصايت 
امير المؤمنين ، امام علي بن ابيطالب ( عليه السلام )
 را به محضر مقدس و مبارک  
حضرت وليعصرامام زمان (عج)
 و شما دوست گرامي تبريک و تهنيت عرض مي نمايم
وبلاگ نواي دل عيد غدير خم عيد ولايت مولا علي عليه السلام را تبريک مي گويد


روز محشر وقت پرسيدن ز من رب جلي گفت :


تو غرق گناهي ؟                                                      


گفتمش يارب بلي


گفت :پس آتش نميگيره چرا جسم و تن ات ؟


 گفتمش چون حک نمودم روي قلبم "ياعلي "

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 17:26  توسط MohammadMoein  | 

عيد مبارک . اللحمدالله الذي جعلنا من المتمسکين به ولايت علي ابن ابيطالب و اهل بيتي . التماس دعا . سيد افشاري

غدير ، سفر ه‏اي است که براي تمامي گل‏ها پهن کرده اند .
غدير ، گلبانگ عاشقانه و جاودانه هستي است .
غدير ، يک اتفاق ساده نيست ؛ يک گزينش رحماني است .
غدير ، يک کلمه نيست ، يک برکه نيست ؛ يک درياست ؛ رمزي است بين خدا و انسان .
غدير ، گل هميشه بهار زندگي است . دريايي بي‏کرانه است ؛ جاري بر جان ‏هاي پاک و انديشه هاي تابناک .
غدير ، تجلي خواست خالق ، روح آفرينش ، برانگيزاننده ستايش و دست هاي بلندي است که انسان خاکي را به افلاک مي‏ کشاند .
غدير ، ريزش باران الطاف رحماني بر گلزار جان‏ هاي تشنه است .
غدير ، برکت همه احساس ‏هاي معنوي و درياي جاري خيرات نبوي است .
در غدير بود که تيرگي ‏ها فراري شدند و نورانيت محض ، خودنمايي کرد .
در غدير بود که قيافه ايمان ، تماشايي شد و شاخه‏ هاي عشق ، بر تن ايمان روييد .
در غدير بود که درخت هستي ، به کمال رسيد .
در غدير بود که قرابت انسان با خدا آشکار شد .
در غدير بود که نيلوفر عشق ، بر گرد محور زمين پيچيد .
در غدير بود که جوانه جاودانه ولايت عاشقانه ، سر برکشيد .

عزت زياد  التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 17:25  توسط MohammadMoein  | 

ماه رمضان مبارک

سلام

ماه رمضان برهمه ی بازدید کنندگان این وبلاگ مبارک 

برای تبادل لینک نظر بدید و اگر دعوتنامه پرشین گیگ هم لازم دارید حتما بگویید 

محمد معین اکبری 

با تشکر

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 3:24  توسط MohammadMoein  | 

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم. رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم. 

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1) 

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است). 
واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن 

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان. 

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است. 

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد: 

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد 

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده. 

پى‏نوشت‏ها: 

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه 

2- بحار، ج 96، ص 377 

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22


محمدمعین اکبری

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 شهریور1388ساعت 3:16  توسط MohammadMoein  |